مقدمه: چرا این لیست سیاه را نوشتیم؟
در بازار آشفته تکنولوژی کشور ما که ارزش سرمایه خریداران هر روز دستخوش نوسان است، اشتباه در خرید یک لپتاپ یا قطعه میتواند به هدررفت دهها یا صدها میلیون تومان منجر شود. متأسفانه خریداران بیشماری صرفاً بر اساس ادعاهای مندرج در کاتالوگها، نام پرطمطراق برندها و توصیههای فروشندگان ویتریندار اقدام به خرید میکنند. تولیدکنندگان سختافزار نیز سالهاست دریافتهاند چگونه با شیطنتهای مارکتینگ، قطعات تاریخگذشته یا مادربردهای تضعیفشده را در پوششی مدرن بازتولید کنند و با اسامی فریبنده تحویل کاربر دهند.
ما در بینوشا تصمیم گرفتیم تعارفهای متداول رسانهای را کنار بگذاریم و بیپرده سراغ محصولاتی برویم که ارزش ریالی و فنی ندارند. در این پرونده اختصاصی، هفده پلتفرم سختافزاری، قطعه، تبلت و مدل لپتاپ را بررسی میکنیم که به دلایلی نظیر کولینگ ناتوان، افت شدید کلاک تحت فشار کاری، توان گرافیکی تقلیلیافته در سطح بایوس، نمایشگرهای کدر و تاریخگذشته یا قیمتهای نجومی بدون کوچکترین توجیه پرفورمنس، نباید خریداری شوند.
سه اصل بنیادین مهندسی پیش از کارت کشیدن در بازار
پیش از کالبدشکافی تکتک مدلها، سه اصل اساسی وجود دارد که هر خریداری باید در پس ذهن خود داشته باشد. نخست آنکه توان واقعی کارت گرافیک یعنی عدد وات بر اساس توان حرارتی یا همان توان مصرفی کلی، اهمیت بسیار بیشتری نسبت به صرف نام مدل کارت دارد. یک پردازنده گرافیکی نسل جدید که توان آن روی چهل و پنج یا پنجاه وات قفل شده باشد، در بازیها و پروژههای رندرینگ سنگین عملکردی ضعیفتر از کارت نسل قبل با توان صد و بیست تا صد و چهل وات به نمایش میگذارد؛ عددی که سازندگان در کاتالوگها و ویترینها تعمداً از دید خریدار مخفی نگه میدارند.
دومین اصل، فرار از پنلهای دویست و پنجاه نیتی با پوشش رنگ چهل و پنج درصد است. این نمایشگرها آسیب جدی به چشم میزنند، رنگها را خاکستری و بیروح نشان میدهند و کار کردن در روشنایی روز با آنها کابوسی مفرط است؛ حداقل استاندارد استاندارد نمایشگر در سال جاری باید پوشش صد درصدی دامنه رنگی و روشنایی سیصد نیت به بالا باشد.
سومین اصل، توجه به معماری واقعی درون چیپستهاست. نحوه نامگذاری پردازندهها توسط غولهای سازنده نیمههادی به سمتی رفته که ارقام ابتدایی صرفاً سال عرضه را القا میکنند، در حالی که معماری هستهها ممکن است دستاورد چهار سال پیش با اسمی پر زرقوبرق باشد. با مد نظر قرار دادن این سه اصل، اکنون زمان ورود به پروندههای سیاه بازار است.
بخش اول: لپتاپهای گیمینگ و پردازشی پرریسک
لپتاپ ایسوس تاف مدل FX608JHI
سری تاف ایسوس همواره سهم فروش بزرگی در بازار ایران داشته است، اما پارتنامبر و کانفیگ اختصاصی این مدل به چند دلیل مهندسی یک گزینه کاملاً مردود است. نخستین معضل به مهندسی معیوب کولینگ مربوط میشود؛ استفاده از هیتپایپهای مشترک میان گرافیکهای مدرن و پردازندههای پرمصرف نسل سیزده و چهارده در کنار کولینگ ضعیف شده، سبب میشود پردازنده در رندرهای طولانی و بازیهای سنگین بیدرنگ به سقف حرارتی خود برسد و کلاک خود را تا سطح بحرانی کاهش دهد تا مشکلی پیش نیاید.

فاجعه بعدی به نمایشگر این پارتنامبر بازمیگردد. ایسوس برای پایین نگه داشتن هزینه، از پنل دویست و پنجاه نیتی با پوشش رنگ ۴۵ درصدی استفاده کرده که نه تنها زاویه دید افتضاحی دارد، بلکه به دلیل نرخ پاسخدهی بالا، در حرکات سریع دوربین دچار پدیده شبحوارگی تصویر یا گوستینگ میشود. پرداخت مبالغ بالا برای شاسی پر سر و صدایی که رنگهای مرده تحویل میدهد هیچ توجیهی ندارد؛ در حالی که لپتاپ تاف FX608JHR یا Lenovo LOQ با مهندسی کولینگ استاندارد انتخابی به مراتب شایستهتر در این رده به شمار میروند.
لپتاپ Asus V16
بسیاری از خریداران با مشاهده این مدل در فروشگاهها، به واسطه پیشینه مثبت خانواده محبوب ویووبوک تصور میکنند با یک ویووبوک شانزده اینچی اصیل طرف هستند. حقیقت این است که این دستگاه از خط تولید اختصاصی و ارزانسازیشده ایسوس وی ۱۶ بوده و هویت ویووبوک ندارد. شاسی این لپتاپ از ضعیفترین پلیمرهای پلاستیکی ساخته شده و انعطافپذیری بخش کیبورد آن به قدری بالاست که با فشردن عادی کلیدها، تمام سطح دستگاه به داخل فرو میرود.
علاوه بر کیفیت نازل بدنه، جریان هوای داخلی شاسی در این مدل به شدت فشرده و مسدود است. گرمای پردازندههای اینتل حتی در استفادههای سبک اداری و دانشجویی به بدنه بالایی و کلیدها منتقل شده و پوست دست کاربر را آزار میدهد. پنل صفحهنمایش نیز دارای روشنایی نازل دویست و پنجاه نیت است که در یک بدنه بزرگ شانزده اینچی، خستگی چشمها را مضاعف میکند. برای کاربریهای اداری و دانشجویی، انتخاب لنوو تینکبوک شانزده یا نسخههای اصلی ایسوس ویووبوک شانزده ایکس تجربهای به مراتب بادوامتر رقم میزند.
لپتاپ Lenovo LOQ نسخه Essential
پیش از تحلیل این مدل، شفافسازی فنی تیم بینوشا ضرورت دارد. خانواده لپتاپهای لنوو LOQ به ویژه مدلهای مجهز به پردازندههای AMD رایزن جزو خوشارزشترین انتخابهای مهندسی و گیمینگ بازار ما هستند و نباید نام کل این خانواده را زیر سوال برد. موضوع صحبت ما منحصراً مدل الاوکیو اسنشیال است. کلمه اسنشیال روی جعبه این لپتاپ یعنی ارزانسازی تا مرز به خطر انداختن سلامت مادربرد.

لنوو در این نسخه خاص، فازهای مدار تغذیه پردازنده و کارت گرافیک را تا حد ممکن کاهش داده و هیتپایپهای مسی خنککننده چوکها و ماسفتها را کاملاً حذف کرده است. علاوه بر این، دستگاه با یک شارژر تقلیلیافته عرضه میشود. نتیجه این تصمیم، داغ شدن بیش از حد قطعات مادربرد زیر بارهای سنگین است که علاوه بر افت کلاک ناگهانی، در طولانیمدت ریسک خرابی مدار تغذیه مادربرد را به شدت بالا میبرد. اگر قصد خرید لپتاپی از خانواده الاوکیو را دارید، صرفاً سراغ مدلهای استاندارد بر پایه پردازندههای رایزن ایامدی بروید یا مدلی نظیر ایسر نیترو وی را انتخاب کنید.
لپتاپ MSI Cyborg 15
مدل سایبورگ ۱۵ یکی از غمانگیزترین نمونههای فریب تبلیغاتی در بازار است. روی کارتن و کاتالوگ فروشگاه با افتخار نام کارتهای گرافیک اختصاصی سری چهل یا پنجاه انویدیا ثبت شده، اما حقیقت زیر قاب لپتاپ دفن شده است. سازنده به دلیل ناتوانی سیستم خنککننده، توان کارت گرافیک را در محیط بایوس روی چهل و پنج وات قفل کرده است. توان استاندارد این چیپستها میتواند به فراتر از ۱۱۰ وات برسد، اما یک گرافیک ۴۵ واتی در سایبورگ حتی از کارتهای نسل قبلی نظیر RTX 3060 با توان صد و پانزده وات فریمریت کمتری ثبت میکند.

علاوه بر خفه کردن قدرت تراشه گرافیکی، مهندسی کولینگ این لپتاپ به شکل شرمآوری بر یک تکفن استوار شده است. یک فن باریک وظیفه دارد همزمان حرارت پردازنده و کارت گرافیک را مهار کند که در کاربری گیمینگ نتیجهای جز رسیدن سریع به سقف دما و کاهش فریم نخواهد داشت. خرید سایبورگ پرداخت هزینه برای کارت گرافیکی است که نیمی از توان فیزیکی آن مسدود شده است. گزینههایی مانند مدلهای استاندارد لنوو الاوکیو با گرافیکهای پرتوان یا اچپی ویکتوس شانزده جایگزینهای بسیار عاقلانهتری هستند.
لپتاپ اماسآی Katana و Sword
اماسآی با نامهای فریبندهای مثل کاتانا و شمشیر سامورایی این مدل را روانه بازار کرده، اما این بدنه از درون ادامهدهنده همان شاسیهای بدنام و اقتصادی قدیمی است. اتصال هیتپایپهای مشترک بسیار نازک میان پردازندههای پرحرارت سری HX و کارت گرافیک سبب میشود که پردازنده در عرض چند دقیقه کار مداوم به دمای نود و هشت تا صد درجه سانتیگراد برسد و فرکانس کاری هستهها به شدت سقوط کند.

معضل تاریخی دیگر این شاسی، طراحی فاجعهبار لولای صفحهنمایش است. پیچهای نگهدارنده فلزی مستقیماً در قالبهای پلاستیکی نازک بدنه رزوه شدهاند و پس از چند ماه باز و بسته کردن عادی، فشار اهرمی لولا باعث شکستن پایهها و کنده شدن گوشه شاسی میشود. در کنار این موارد، باتری پنجاه و سه واتساعتی بسیار کوچک آن حتی توان تامین انرژی برای یک ساعت وبگردی مداوم را ندارد. برای رهایی از این نواقص، لپتاپهای لنوو Legion 5 یا ایسوس TUF A16 عملکردی به مراتب مطمئنتر ارائه میدهند.
لپتاپ لنوو Legion 9
شاید حضور یک پرچمدار گرانقیمت در لیست سیاه تعجببرانگیز باشد، اما مهندسی لژیون ۹ از دیدگاه نسبت کارایی به هزینه یک بنبست مالی کامل به حساب میآید. لنوو در بخش تبلیغات مانور فراوانی روی سیستم واترکولینگ اختصاصی این لپتاپ داد. آزمایشهای تخصصی مشخص ساخت که این لوله مینیاتوری انتقال مایع حتی با پردازنده مرکزی تماس ندارد؛ بلکه صرفاً بالای چیپهای حافظه گرافیکی قرار گرفته و تنها در دمای بالای ۸۵ درجه فعال میشود و بار اصلی دفع حرارت همچنان بر دوش فنهای معمولی است.

اختلاف پرفورمنس نهایی این هیولای چند میلیارد تومانی در سنگینترین بازیها و نرمافزارها با برادر کوچکترش یعنی مدل Legion Pro 7، در بیشترین حالت بین پنج تا هفت درصد است؛ در حالی که قیمت آن تا دو برابر مدل پایینتر اوج میگیرد. پرداخت هزینهای سرسامآور برای درب فیبر کربنی فورجشده و واترکولینگ نمایشی، هیچ توجیه فنی ندارد. کاربرانی که به دنبال نهایت قدرت لپتاپ هستند میتوانند لژیون پرو هفت آی یا Asus ROG SCAR را با پرداخت هزینهای بسیار کمتر و راندمانی عملاً یکسان تهیه کنند.
تمامی لپتاپهای مجهز به گرافیک RTX 5090
با ورود نسل جدید گرافیکهای انویدیا، نسخه لپتاپی تراشه پرچمدار پنجاه نود معرفی شد؛ با این وجود، خرید لپتاپهایی با این چیپست یک خطای مالی سهمگین در بازار است. دلیل اصلی این ماجرا به قوانین فیزیک و محدودیتهای سیستمهای خنککننده لپتاپ بازمیگردد. تراشه پرچمدار پنجاه نود بر پایه سیلیکونی عظیمالجثه طراحی شده که برای دستیابی به عملکرد حقیقی به بیش از چهارصد وات انرژی نیاز دارد؛ اما یک شاسی لپتاپ تحت هیچ شرایطی نمیتواند توانی بیش از صد و هفتاد و پنج وات به آن تزریق کند.

این محدودیت باعث میشود شکاف کارایی میان نسخه لپتاپ و نسخه دسکتاپی پنجاه نود وحشتناک باشد، در حالی که کاربر برای هر دو نامی یکسان مشاهده میکند. قیمت این لپتاپها در بازار ما معمولاً بیش از چهار تا پنج هزار دلار رقم میخورد؛ رقمی که با آن میتوان یک سیستم دسکتاپ بینقص همراه با مانیتور اولد پرچمدار و یک لپتاپ گیمینگ قدرتمند دوم تهیه کرد. علاوه بر آن، لپتاپهای مجهز به گرافیکهای پرچمدار نجومی بیشترین میزان افت قیمت ریالی را در سال اول استفاده تجربه میکنند. به جای خرید لپتاپ پنجاه نود، تهیه مدلهای متوازن مجهز به کارتهای پنجاه هفتاد یا پنجاه هشتاد انتخابی منطقی و هوشمندانه است.
بخش دوم: اولترابوکها، لپتاپهای تاشو و برندهای دردسرساز
مایکروسافت سرفیس لپتاپ استودیو
مایکروسافت با مکانیزم لولای چرخان این دستگاه نوآوری ظاهری جذابی به نمایش گذاشت، اما زیر این طراحی جذاب، نقصهای سختافزاری بزرگی نهفته است. کارت گرافیک این لپتاپ به دلیل محدودیت شدید فضا در شاسی باریک، روی توان بسیار پایین پنجاه تا شصت وات قفل شده است. در برنامههای مهندسی و نرمافزارهای سهبعدی نظیر بلندر، ادوبی پریمیر یا تریدیمکس، بدنه به سرعت داغ شده و فرکانس هستهها افت میکند.

مسئله اصلی اینجاست که برای تهیه سرفیس لپتاپ استودیو باید هزینهای همتراز با برترین ورکاستیشنهای بازار پرداخت کنید، اما خروجی رندری که دریافت میکنید با یک لپتاپ اقتصادی برابری میکند. به جز افرادی که منحصراً وابستگی شدید به نقاشی با قلم اختصاصی مایکروسافت در زاویه چهل و پنج درجه دارند، برای سایر کاربران خرید این محصول سوزاندن پول به حساب میآید. اولترابوکهایی مانند ایسوس ROG Zephyrus G14 یا خانواده مکبوک پروهای اپل قدرتی چند برابری همراه با نمایشگرهای شایستهتر در اختیارتان قرار میدهند.
لپتاپ لنوو Yoga 7i
لپتاپهای هیبریدی یوگا هفت با بدنه آلومینیومی و قابلیت چرخش سیصد و شصت درجه نگاهها را خیره میکنند، اما بررسیهای بلندمدت پرده از معایب ساختاری این مدل برمیدارد. نخستین مشکل، استهلاک بالای مکانیزم لولا در استفاده مداوم است. گزارشهای مکرری از لقی لولاها و ترک خوردن اتصالات داخلی بدنه به دلیل فشار مضاعف شاسی دریافت شده است.

مشکل دوم مربوط به توزیع نامناسب حرارت روی سطح بدنه است. باریکی شاسی و نبود مجاری کافی برای خروج حرارت، سبب میشود گرمای پردازنده اینتل مستقیماً از طریق اسکلت آلومینیومی به سطح رویی و کلیدهای کیبورد منتقل شود؛ در نتیجه کار با دستگاه در تسکهای نیمهسنگین انگشتان دست را با گرمای ناخوشایندی مواجه میسازد. برای کاربرانی که به دنبال لپتاپی باریک و باکیفیت برای مصارف روزمره هستند، ایسوس ذنبوک چهارده یا اولترابوک اچپی انوی ایکس سیصد و شصت عمر مفید و تجربه ارگونومیک بسیار بهتری دارند.
تبلت هیبریدی Microsoft Surface Go
سرفیس گو بسیار جمعوجور و دلرباست، اما گول برند مایکروسافت را در این بازه قیمتی نخورید. بزرگترین خطای فنی در این دستگاه، استفاده از حافظههای منسوخ و به شدت کند ایامامسی در نسخههای پایه به جای اساسدیهای پرسرعت انویامئی است. تلفیق این حافظه حلزونی با پردازنده دو هستهای پنتیوم گلد و رم چهار گیگابایتی، سبب میشود ویندوز یازده روی این دستگاه دچار لکنت و ایستایی مداوم شود؛ به شکلی که حتی وبگردی با چند تب یا باز کردن فایلهای پیدیاف سنگین به آزمون صبر کاربر بدل خواهد شد.
علاوه بر این، مایکروسافت کیبورد و قلم را به شکل جداگانه به فروش میرساند و افزودن این ملزومات، هزینه پایانی سرفیس گو را به طرز مسخرهای بالا میبرد. سیستمعامل ویندوز یازده برای مشخصات ضعیف این دستگاه بهینهسازی نشده است. اگر به دنبال دستگاهی سبک و لمسی برای مطالعه، تماشای محتوا و امور دانشجویی هستید، خرید آیپد پایه اپل یا تبلت سامسونگ گلکسی تب اس نه افای تجربهای روان و دهها بار کارآمدتر فراهم میکند.
تمامی لپتاپهای برند ریزر در بازار ایران
لپتاپهای سری ریزر بلید از حیث طراحی صنعتی، ظرافت ماشینکاری و زیبایی آلومینیوم جزو شاهکارهای دنیای کامپیوتر هستند؛ اما خرید هر مدلی از این برند در بازار ایران یک خطای استراتژیک است. نخستین دلیل، بحران تاریخی متورم شدن باتری در این لپتاپهاست که در ادبیات سختافزار به بالشتک سمی شهرت دارد. اسکلت فشرده آلومینیومی همانند یک هیتسینک بزرگ عمل کرده و گرمای بالای قطعات را به شکل مستمر به سلولهای باتری منتقل میکند که پس از یک تا دو سال، باتری متورم شده و با فشار به سمت بالا تاچپد را از کار میاندازد.

دلیل دوم که خرید ریزر را در کشور غیرممکن میسازد، نبود نمایندگی رسمی و فقدان کامل قطعات یدکی است. در صورتی که فلت نمایشگر، فن اختصاصی، باتری یا یکی از تراشههای برد ریزر در ایران آسیب ببیند، دستگاه تبدیل به یک قطعه آلومینیومی بلااستفاده روی میز شما خواهد شد؛ زیرا هیچ قطعه تعویضی استانداردی برای آن پیدا نمیشود. علاوه بر این، ریزر در ایران با قیمتهای حبابی تا دو برابر قیمت جهانی معامله میشود. برای دستیابی به کیفیتی مشابه، لپتاپ ایسوس راگ زفیروس جی شانزده با خدمات پس از فروش تثبیتشده و وفور قطعات در ایران انتخابی بیدردسر است.
لپتاپهای هواوی و آنر
اولترابوکهای سری میتبوک هواوی نمایشگرهای درخشان و بدنهای خوشتراش دارند، اما دو مانع اساسی باعث حضور آنها در لیست سیاه بینوشا شده است. اولین معضل، لحیم شدن بدون استثنای حافظه رم بر روی برد در تمامی مدلهای بازار است. اگر شما مدلی با هشت یا حتی شانزده گیگابایت رم خریداری کنید، در آینده هیچ مسیری برای ارتقای ظرفیت آن وجود ندارد و محدودیت رم موجب تعویض زودهنگام کل دستگاه خواهد شد.

مسئله خطرناکتر، توقف فعالیت رسمی زنجیره تأمین قطعات این برندها در بسیاری از نقاط جهان است. در صورت باد کردن باتری، آسیب دیدن برد شارژ یا شکستن صفحهنمایش، یافتن قطعه اورجینال برای این لپتاپها تقریباً ناممکن بوده و همین امر باعث افت شدید قیمت آنها در بازار دستدوم شده است. اولترابوکهایی مانند ایسوس Vivobook S یا Lenovo Thinkbook با امکان دسترسی نامحدود به قطعات مصرفی و قابلیت ارتقا، سرمایهگذاری امنتری هستند.
بخش سوم: تلههای تراشهها و قطعات داخلی
پردازندههای ایامدی رایزن سری ۳۰ و ۴۰ همون ۷۵۲۰ و ۷۵۳۰
بزرگترین شیطنت نامگذاری در صنعت پردازنده را ایامدی با شیوه نامگذاری پردازندههای لپتاپی خود انجام داد. در سیستم نامگذاری چهاررقمی ایامدی، عدد هفت ابتدای نام صرفاً سال عرضه را به مخاطب میگوید و هویت واقعی تراشه در رقم سوم پنهان شده است. به عنوان مثال، در پردازنده رایزن پنج ۷۵۲۰U، عدد سوم رقم دو است؛ این بدان معناست که این چیپست بر پایه معماری بسیار قدیمی ذن ۲ ساخته شده که رونمایی اولیه آن به سال ۲۰۱۹ بازمیگردد و پردازنده گرافیکی ضعیف رادئون ۶۱۰M آن توان پردازش سنگین ندارد.

همچنین در مدل ۷۵۳۰U، رقم سوم عدد سه است که معماری نسل قبلی Zen 3 را با گرافیک منسوخ Vega نمایندگی میکند. تنها چیپستهایی که رقم سوم نام آنها عدد چهار است مانند مدلهای ۷۶۴۰HS یا ۷۸۴۰U، از معماری مدرن ذن ۴ به همراه گرافیکهای انقلابی آردیانای ۳ بهره میبرند. بنابراین هرگز فریب رقم هفت ابتدای نام پردازندههای ایامدی را نخورید، رقم سوم را بخوانید و اگر با ارقام دو یا سه مواجه شدید، از خرید آن پردازنده دوری کنید. جایگزین درست در این بخش، پردازندههای مجهز به هستههای ذن ۴ یا پردازندههای نسل دوازده به بعد اینتل کور آی فایو هستند.
پردازندههای اینتل پنتیوم، سلرون و اتم
هنوز هم در بازه قیمتی اقتصادی لپتاپهایی آکبند با پردازندههای سلرون نظیر ان ۴۰۲۰ یا ان ۴۵۰۰ و پنتیوم سیلور عرضه میشوند. این تراشهها فسیلهای بدون بازده دنیای پردازش به حساب میآیند. این تراشهها در اجرای ساختار پایهای ویندوز یازده و پردازشهای پسزمینه آن ناتوان هستند و اجرای همزمان یک نرمافزار پیامرسان با چند تب مرورگر، مصرف پردازنده را به مدت طولانی روی صد درصد قفل میکند و دستگاه هنگ مینماید.

گرافیک مجتمع این پردازندهها حتی در پخش روان محتوای تصویری رزولوشن بالا نیز دچار افت فریم میشود. خرید لپتاپ آکبند با چنین پردازندههایی، هدررفت کامل بودجه است. بهترین اقدام در این بازه قیمتی، خرید لپتاپهای تجاری استوک بسیار تمیز و باکیفیت نظیر لنوو تینکپد تی ۴۹۰ یا دل لتیتیود با پردازندههای نسل هشت یا ده کور آی فایو است که کیفیتی دهها بار برتر و سرعتی چند برابر در اختیارتان میگذارند.
لپتاپهای مجهز به کارتهای گرافیک Quadro و پرو برای مصارف عادی
بسیاری از دانشجویان رشتههای معماری، عمران و تدوینگران تازهکار فریب واژههایی چون ورکاستیشن مهندسی و کارت گرافیک تخصصی انویدیا کوادرو یا سری پرو را میخورند. واقعیت این است که کارتهای سری پرو انویدیا سیلیکونی کاملاً مشابه کارتهای معمولی جیفورس دارند؛ اما به دلیل دریافت گواهینامههای نرمافزاری اختصاصی برای شبیهسازیهای پزشکی، نفتی و صنعتی سازمانی نظیر زیمنس، با دو یا سه برابر قیمت به فروش میرسند.

در استفادههای واقعی نظیر ادوبی پریمیر، افترافکتس، بلندر، اتوکد و لومیون، یک کارت گرافیک معمولی و ارزانتر جیفورس آرتیایکس چهل شصت یا پنجاه شصت با اختلاف فراوان کارتهای گرانقیمت کوادرو سری آ هزار یا آ دو هزار را شکست میدهد؛ زیرا توان سختافزاری و هستههای پردازشی بالاتری دارد. بنابراین هزینه گزاف برای خرید لپتاپ با برچسب ورکاستیشن پرو برای مصارف رایج طراحی، هدر دادن سرمایه است و بهتر است مستقیماً به سراغ لپتاپهای گیمینگ یا استودیویی متداول با کارتهای جیفورس بروید.
بخش چهارم: فاجعههای اقتصادی و تبلتهای پایه
لپتاپ لنوو آیدیاپد ۱
آیدیاپد ۱ نماد تلاشی افراطی برای کاهش حداکثری قیمت یک کامپیوتر به هر بهایی است. بزرگترین نقص این لپتاپ، بهرهگیری از پنلهای فوقالعاده تاریک تیان است. در این نمایشگرها کافی است زاویه سر خود را چند سانتیمتر جابهجا کنید تا رنگهای تصویر معکوس و شبیه نگاتیو شوند. روشنایی بسیار کم زیر دویست و بیست نیت و کنتراست نازل آن سبب میشود حتی مطالعه متنهای ساده نیز باعث سوزش چشم شود.

در کنار این فاجعه بصری، بدنه لپتاپ از متریال شکننده ساخته شده، لولاها در برابر فشارهای روزمره مقاومت ندارند و حافظه رم دستگاه نیز به برد لحیم شده و ارتقا پیدا نمیکند. این محصول حتی حداقل استانداردهای یک دستگاه کارآمد برای تماشای ویدیو را برآورده نمیسازد. در این بودجه نیز رجوع به لپتاپهای استوک اروپایی با پردازنده کور آی فایو و پنلهای باکیفیت آیپیاس تصمیمی صد در صد عاقلانهتر است.
آیپد پایه اپل نسخه ۶۴ گیگابایت
تبلتهای پایه اپل نظیر آیپد نسل نه و نسل ده به واسطه نام برند جذابیت دارند، اما مدل شصت و چهار گیگابایتی آنها یک دام اقتصادی از پیش طراحیشده است. بخش قابلتوجهی از این حافظه توسط سیستمعامل و دادههای سیستمی تصرف میشود؛ در نتیجه با نصب چند اپلیکیشن و بازی و ذخیره مقداری فایل، پیام آزاردهنده پر شدن حافظه روی صفحه ظاهر میشود و تبلت دیگر کارایی ندارد.

علاوه بر معضل حافظه، نمایشگر این تبلتها غیرلمینت است؛ یعنی میان شیشه محافظ و پنل تصویر یک لایه فاصله هوایی وجود دارد که هنگام لمس صفحه یا نوشتن با قلم، حس ضربه زدن به یک جعبه پلاستیکی توخالی ایجاد میکند و انعکاس شدید نور در آن چشم را میزند. ماجرای دانگل شارژ قلم در نسل ده نیز اوج شلختگی طراحی است؛ تبلتی با درگاه تایپسی که برای شارژ قلم نسل اول با رابط لایتنینگ، کاربر را وادار به حمل یک مبدل پلاستیکی اضافه میکند. خرید آیپد ایر کارکرده با تراشه ام یک و حافظه بالا یا تبلت سامسونگ گلکسی تب اس نه افای همراه با قلم رایگان درون جعبه، خریدی به مراتب ارزشمندتر خواهد بود.
چکلیست نهایی بینوشا پیش از پرداخت وجه
اگر در آستانه تصمیمگیری برای خرید لپتاپ یا گجت جدید هستید، همواره این چند بررسی سریع را انجام دهید. نخست، توان واقعی یا همان عدد وات کارت گرافیک را مستقیماً در سایت سازنده بررسی کنید و اگر برای کاربریهای سنگین این توان زیر هشتاد وات بود، بدانید دستگاه از پتانسیل قطعه بهره نمیبرد. دوم، هرگز به عبارات فریبندهای مثل فول اچدی و نرخ نوسازی صد و چهل و چهار هرتز اکتفا نکنید و مطمئن شوید پنل پوشش صد درصدی sRGB دارد، نه چهل و پنج درصد مات. سوم، وضعیت خدمات پس از فروش و در دسترس بودن قطعات تعویضی را در بازار ایران جویا شوید و در نهایت، به جای خرید یک مدل تضعیفشده یا اسنشیال از سری جدید، همیشه به گزینههای بالارده و پرچمدار سال گذشته فکر کنید که کیفیتی به مراتب بالاتر را با قیمتی معقولتر عرضه میکنند.


نظرات شما
برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود / ثبتنام